Wednesday, October 6, 2010

لبه تاريكي



مل گيبسون معمولا" احساساتي بازي مي كنه.در فيلم باج يا خونبهاRansom يادم هست كه كاملا" نقش پدري نگران و فداكار و در عين حال سرسخت رو بازي كرد كه به اون آسوني ها هم كه گروگان گيرها فكر مي كردند نبود كه تسليم بشه.    حال پس از 14 سال تقريبا" همون نقش رو داشت.
 فيلم خوبي از آب در نيومده ، فقط بكمك تكنولوژي قرن 21 داراي چند افكت يا بدل كاري حسابي هست.
فيلمي از نوع ورژن آمريكائي با دبدبه و كبكبه فراوان!!!!!!

برگرديم عقب تر: سريال لبه تاريكي1985 

دوران جنگ بود و صدا و سيما هفته اي 1 يا 2 سريال خارجي بيشتر پخش نمي كرد. پخش اين سريال از نوادر آن زمان بود. البته خيلي هم عجيب نبود چرا كه در پايان ، تحليل و تفسير آقايان اين بود كه در غرب توطئه ها و فريبكاري هاي بسيار بزرگي اتفاق مي افتد و افكار عمومي از آنها بي خبر نگه داشته مي شوند( يعني كاملا" مصادره به مطلوب كردند)

در هر حال با آن كه دانش آموز بودم علاقه خاصي  به اون پيدا كردم. هنوز طنين صداي استاد بزرگ دوبله : حسين عرفاني به جاي جو دان بيكر و صداي نرم و متفكر جلال مقامي به جاي باب پك  در گوشم هست.
صحبت از جودان بيكر شد. قبل تر از اين سريال او را در فيلم دام سرعت 1977 ديده بودم.عجب فيلمي بود.فكر مي كنيد يك نوجوان ده دوازده ساله از چه چيزي بيشتر خوشش مياد؟ خوب معلومه : تعقيب و گريز. فيلم رو در سينما ساحل ميدان انقلاب اصفهان ديدم.( الان نمي دونم چه اسم كوفتي براش گذاشته اند آخه 20 سالي هست كه سينما نميرم.اما سينما ساحل خيلي عالي بود)
جودان بيكر در پي شكار يك دزد حرفه اي ماشين بود كه از قضا در پايان معلوم شد كه طرف يك خانم كاملا" حرفه اي از هر جهات مي باشد.

باز برگرديم به سريال لبه تاريكي. فكر كنم كه بي بي سي بعد از هاليوود بهترين سازنده و تهيه كننده فيلم باشه چون اين سريال حرف نداشت.هر هفته با شنيدن موسيقي تا حدودي دلهره آور اريك كلپتون جذب تلويزيون مي شديم تا ببينيم بلاخره چه كسي دختر كريون (اما) رو كشت.
واقعا" لبه تاريكي بود. مرز بين شك و حقيقت و فريبكاري بسيار شكننده. گفتنش سخته اما در مجموع در زمان خودش سريال عالي بود.

اما بايد يكم به كارگردان حق بديم. راستش خيلي سخت است كه در زمان بسيار محدود يك فيلم سينمائي ، بتوان با نسخه چند قسمتي تلوزيوني رقابت كرد.


شايد مجموعه X_FILES رو ديده باشيد. بيشتر از يكصد قسمت از اون ساخته شد(شايد تنها نيمي از اونها رو ديدم نه بيشتر.چون شبكه استار(FOX   ) پوشش همگاني خودش رو از آسيا گرفت.)
خوب در سال 2008 فيلم سينمائي از اون تهيه شد فقط با يك داستان البته با همون cast هميشگي. فيلم خوبي نشد.
پس مي شود نتيجه گرفت كه يك فيلم سينمائي لزوما" منطبق يا به خوبي نسخه چنين قسمتي تلويزيوني خودش نخواهد بود و برعكس.

1 comment:

هومن داودی said...

سلام بر حسين
سريال لبه تاريكي عالي بود. مخصوصا دوبله محشرش. اما فيلم مل گيبسن خوب نبود. چون از بهترين قسمت هاي سريال توش اثر كمي بود. منظورم ارتباط پدر با دختر بعد از مرگشه. تو فيلم اون اواخر يه جايي گيبسون داره شيو مي كنه همچين جايي هست كه به نظرم بهترين بخش فيلمه. صحنه هاي اكشنش هم خيلي بد بود چون كاملا معلوم بود كجا بدلكاره كجا گيبسونه. ريتم فيلم هم خيلي خسته كننده بود و نيم ساعت زياد داشت. در كل خيلي خيلي سخته از يه سريال خوب فيلم درست و حسابي دربياد. من هنوز موسيقي ويران كننده كلاپتن رو گوش مي كنم